تبلیغات
**مقالات روانشناسی** - برای ازدواج مجدد ۲ سال صبر کنید!

سه شنبه 7 دی 1389  12:39 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 9 دی 1389 12:37 ق.ظ
نوع مطلب: مقالات روانشناسی ،

دوران بعد از طلاق، دوران حساس و پرخطری است و اگر زن و مرد و اطرافیان شان در این مدت رفتار نامناسب و نسنجیده ای داشته باشند، آسیب ها و خطرهای طلاق چند برابر خواهد شد...

این در حالی است که با گذشت زمان، بسیاری از مشکل های دوران جدایی کاهش می یابد؛ به طوری که افراد با بحران های ناشی از طلاق خود کنار می آیند و گاهی تصمیم می گیرند ازدواج مجدد داشته باشند. اما سوال اینجاست که چگونه می توان دست به انتخاب درستی زد تا اشتباهات گذشته تکرار نشود؟ اصلا برای ازدواج مجدد باید چه ملاک هایی را مدنظر قرار داد؟ اگر به دنبال پاسخی برای این پرسش ها هستید، به شما توصیه می کنیم گفت وگوی ما را با دکتر پروین ناظمی، مشاور و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، بخوانید.

▪ خانم دکتر! افراد بعد از طلاق چه احساسی دارند و چگونه با این احساس کنار می آیند؟

ـ بلافاصله بعد از جدایی برای بیشتر افراد یک دوره تضاد، دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید به وجود می آید. تضاد از این جهت که فرد طلاق گرفته، تردید دارد کاری که انجام داده درست بوده و اینکه آیا می توانسته کار بهتری انجام دهد یا نه. دوگانگی عاطفی هم به این ترتیب است که فرد در عین حال که از همسر سابق خوشش نمی آید، همزمان نسبت به او احساس مثبتی هم دارد زیرا ممکن است بعضی از جنبه های وجود او را که در گذشته دوست داشته، هنوز هم دوست داشته باشد. تغییرات خلقی شدید هم به این معنی که گاهی اوقات، فرد احساس تاسف می کند چون فکر می کند می توانسته بهتر رفتار کند یا احساس شرم در او به وجود می آید. به این دلیل که در یکی از نهادهای مهم اجتماعی که ازدواج و تشکیل خانواده است، شکست خورده است.

▪ افسردگی هم در این دوران شایع است؟

ـ بله؛ زیرا فرد نمی داند چه وضعیتی در انتظار اوست. به طور کلی، در دوره پس از طلاق، خشم و تاسف و عشق و نفرت در هم می آمیزند. البته ممکن است بعضی اوقات، فرد احساس راحتی کند چون فکر می کند دیگر فشارها تمام شده اما ترس از آینده نامعلوم، این احساس راحتی موقت را از بین می برد. در این دوران، افراد با یادآوری های مکرر گذشته و بررسی رابطه از هم گسیخته شان، دچار اختلال تمرکز می شوند و نمی توانند به هیچ چیزی به طور طبیعی فکر کنند. آنها به طور کلی با عواطف رنج آور و منفی روبه رو هستند؛ چه کسانی که خودشان مایل به جدایی بوده اند (به عنوان نمونه طلاق توافقی) و چه کسانی که مایل نبوده اند.

▪ بیشتر توضیح می دهید؟

ـ به عنوان نمونه موضوعات مالی که اغلب بعد از طلاق نیز زن و مرد را به هم مربوط می کند به خودی خود باعث ایجاد تنش می شود. این موضوع به خصوص در کشور ما به دلیل وجود مهریه خیلی متداول است چون مهریه در ابتدای ازدواج با این فرض تعیین می شود که قرار نیست، هیچ وقت پرداخت شود اما موقع طلاق معلوم می شود که قضیه جدی است. به همین دلیل، بعضی خانم ها برای گرفتن مهریه شان از راه قانونی وارد می شوند و به عنوان نمونه همسرشان را به زندان می اندازند و کشمکش هایی ایجاد می شود که به مشکل های جدایی اضافه می کند. حتی موضوع نگهداری از فرزندان اگر فرزندی وجود داشته باشد معمولا دردسرساز است. از طرف دیگر، افراد بعد از جدایی مجبور می شوند برای طلاقشان داستان اختراع کنند تا هم خودشان و هم اطرافیانشان را قانع کنند.

▪ با توجه به مسایلی که گفتید، چه اتفاقی می افتد که افراد بعد از جدایی تصمیم به ازدواج مجدد می گیرند؟

ـ در بسیاری از موارد، فرار از بحران های ناشی از طلاق، به عنوان نمونه بروز مشکل های مالی، روانی و اجتماعی، فرار از حرف ها و طعنه های اطرافیان و حتی ترس از تنهایی موجب می شود تا افراد مدت کوتاهی بعد از طلاق به فکر ایجاد یک رابطه جدید عاطفی باشند و این بسیار خطرناک است. به همین دلیل توصیه می شود چه خانم ها و چه آقایان زمانی تصمیم به داشتن یک رابطه جدید بگیرند که از نظر عاطفی و روانی و احساسی کاملا خنثی باشند و مطمئن شوند که تصمیمات آنها منطقی خواهد بود. گاهی نیز افراد به دلیل اینکه به همسر سابق خود و اطرافیان ثابت کنند که مقصر اصلی جدایی طرف مقابل شان بوده است، خیلی زود به فکر ازدواج مجدد می افتند تا خود را محکم، بی تفاوت و بی نقص نشان دهند و همه تقصیرها را گردن همسر سابق خود بیندازند.

▪ چه مدت زمانی لازم است تا افراد به این احساس خنثی که به آن اشاره کردید، برسند؟

ـ نمی توان زمان خاصی تعیین کرد زیرا شرایط افراد با یکدیگر متفاوت است اما یکی از مهم ترین توصیه های متخصصان در شرایط شکست عاطفی یا طلاق این است که افراد بلافاصله وارد جریان عاطفی دیگری نشوند و حداقل به یک دوره زمانی نیاز است تا ناملایمات وارده از رابطه قبلی را شناسایی و از طریق راهکارهای صحیح ترمیم شوند. البته بسیارند افرادی که یک رابطه عاطفی مشکل دار را با شروع یک رابطه عاطفی دیگر قطع می کنند که این رفتار بسیار خطرناک است و زوجین را در زندگی مشترک دچار مشکل می کند. البته نباید فراموش کرد که بعضی زودتر با طلاق خود کنار می آیند اما برخی دیگر خیلی سخت شرایط جدید و جدایی را می پذیرند اما به طور کلی توصیه می شود که افراد بعد از طلاق تا حداقل ۲سال به فکر ازدواج مجدد نیفتند.

▪ حالا اگر فردی با بحران طلاق کنار آمد و تصمیم به داشتن یک رابطه عاطفی جدید گرفت، باید چه نکاتی را مد نظر قرار دهد؟

ـ مهم ترین نکته این است که قبل از هرگونه تصمیمی برای ایجاد یک رابطه جدید، علل طلاق خود را بررسی کند و بفهمد که چقدر در بروز این جدایی مقصر بوده و مشورت با یک مشاور خانواده بهترین راهکار است زیرا مشاوره به فرد کمک می کند تا در انتخاب مجدد خود بهتر تصمیم بگیرد و از تجربه شکست خود استفاده کند و مهارت های حفظ زندگی مشترک را بیاموزد. ببینید، ازدواج مجدد به مراتب سخت تر از ازدواج اول است زیرا اگر با شکست مواجه شود، آثار زیان بار اجتماعی و روانی گسترده تری را به ارمغان می آورد. بنابراین انتخاب دوم بسیار حساس تر از اولین انتخاب است. هنگام ازدواج مجدد فرد باید همه شرایط اولیه ازدواج مانند شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، شخصیتی و خانوادگی طرف مقابل خود را در نظر بگیرد و کاملا محتاط عمل کند و مطمئن شود تصمیم یرای ازدواج مجدد از روی احساس و فرار از بحران های دوران طلاق نیست. در عین حال، اگر قرار باشد با همان دیدگاه های نادرست ازدواج و اشتباه های قبلی را تکرار کند، با شکست دوم مواجه می شود. اگر بچه ای هم در این بین وجود داشته باشد تصمیم برای انتخاب مجدد بسیار حساس تر و سخت تر می شود.

▪ به این دلیل که ممکن است فرزند یا فرزندان در ازدواج مجدد والدین لطمه ببینند؟

ـ فرزندان در قضیه طلاق والدین گاهی حتی بیشتر از خود زن و مرد آسیب می بینند. آنها این آمادگی را دارند که هر بحران و مشکلی را به خودشان نسبت بدهند. مهم نیست سن شان زیاد یا کم باشد چون هر کسی همیشه برای پدر و مادرش کودک است. پس پدر و مادر بعد از طلاق وظیفه دارند طوری برخورد کنند که بچه ها خودشان را در طلاق آنها مقصر ندانند. به عنوان نمونه از گفتن جمله هایی از این قبیل که «اگر به خاطر تو نبود، خیلی زودتر جدا می شدم،» بپرهیزند یا از بدگویی و تحقیر یکدیگر در مقابل بچه ها خودداری کنند. بلکه برعکس، زحمات دیگری را به بچه ها گوشزد و به آنها بگویند که بعضی وقت ها، دو نفر که آدم های سالم و مثبتی هم هستند، ممکن است در روابط شان با هم مشکل پیدا کنند. بهتر است پدر و مادر، حرف هایی را که قرار است به بچه ها بگویند با هم هماهنگ کنند چون اگر هر کدام یک داستان متفاوت بگوید، از نظر بچه، معنی اش این است که هیچ کدام درست نمی گویند. گاهیصدمه ناشی از طلاق بسیار کمتر از ازدواج مجدد والدین است. بنابراین چه پدر و چه مادر موظفند فرزند خود را برای پذیرفتن شرایط جدید آماده کنند تا کودک مطمئن شود که قرار نیست فرد دیگری جای پدر یا مادر آنها را بگیرد. در این بین حق طبیعی فرزندان است که در انتخاب مجدد پدر یا مادر خود دخالت کنند. توصیه می کنم حتی الامکان تا زمانی که فرزند یا فرزندان شان کوچک تر هستند (قبل از ۱۲ سالگی بچه ها) ازدواج مجدد داشته باشند زیرا بعد از این سنین واکنش ها شدیدتر و آسیب های عاطفی و روانی بچه ها نیز بیشتر است؛ حتی اگر در ظاهر با ازدواج مجدد پدر یا مادر خود کنار بیایند.

   


نظرات()   

**مقالات روانشناسی**

****زندگی سالم****