تبلیغات
**مقالات روانشناسی** - زندگی در وقت اضافه

دوشنبه 6 دی 1389  11:39 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 8 دی 1389 11:38 ب.ظ
نوع مطلب: مقالات روانشناسی ،

به نظر می رسد همه پزشکان در یک جایگاه ایستاده اند: همیشه فهرست کارهایی را که باید انجام دهیم، طولی بیش از یک مایل دارد! اگر خوش شانس هم باشیم، وقتی هنگام شب تلوتلوخوران به سمت تخت خواب می رویم، ممکن است تعداد انگشت شماری از آنها را به یک سرانجام خوبی رسانده باشیم...
خیلی از ما نیز وقتی به کارهای انجام نشده خود فکر می کنیم، خواب از چشمانمان می پرد! به دلایلی هم در نیمه شب اندازه این کارها به نظرمان ۲ برابر می آید! بنابراین وقتی صبح بیدار می شویم، خواب آلوده ایم و باری از گناه بر دوشمان، تازه مجبوریم روز دیگری را آغاز کنیم تا کارهای آن روز هم پشت کوهی از کارهای انجام نشده قبلی پنهان بمانند. این دور باطل هر روز تکرار می شود و ماه ها و سال ها می آیند و می روند و ما باز هم «اندر خم یک کوچه مانده ایم.»
نتیجه این روند چیزی نیست جز خستگی، به هم ریختگی و احساس از دست دادن کنترل زندگی که سودمندی و کیفیت کارمان را تحت الشعاع خود قرار می دهد، هم در زمینه حرفه ای و هم زندگی شخصی، اما واقعا برای شکستن این سیکل معیوب چه باید کرد؟
به نظر می رسد باید یاد بگیریم چگونه ما زمان را مدیریت کنیم، نه اینکه اجازه دهیم زمان ما را مدیریت کرده و به ما امر کند. کلید اصلی معما همین مساله به ظاهر ساده است.
● چه باید کرد؟
امروزه کتاب ها و منابع زیادی در دسترس ما قرار دارند که می خواهند چگونگی مدیریت زمان را به ما بیاموزند، اما متاسفانه بسیاری از آنها تنها احساس گناه بیشتری به خوانندگانشان منتقل می کنند، زیرا کامل کردن همه کارهای پیشنهادشده، کاری است بس مشکل. ما باید یاد بگیریم که قدم های کوچک برداریم و کارهایی را انجام دهیم که احساس خوبی به ما بدهند، احساس موفق بودن و مفید بودن.
در واقع برای رسیدن به مدیریت بهینه زمان، باید:
۱) اهداف واقع بینانه داشته باشید،
۲) منظم باشید،
۳) بعضی از کارهای خود را به دیگران محول کنید،
۴) آرام باشید و خود را شارژ کنید
۵) از داشتن احساس گناه دست بردارید.
به یاد داشته باشید که دو مانع اصلی مدیریت زمان، یکی به تعویق انداختن کارها و دیگری کمال گرایی است. وقتی ما کارهای خود را که اغلب ناخوشایند ما نیز هستند، به تعویق می اندازیم، در واقع داریم اضطراب خودمان را افزایش می دهیم که آن نیز خود باعث عقب افتادن بیشتر کارها خواهد شد. از سوی دیگر، اگر ما برای کامل بودن هر عملی اصرار ورزیم، شانس خود را برای کامل کردن و به اتمام رساندن آن کم کرده ایم. در واقع «کامل بودن، دشمن خوب بودن» است. اگر ۸۰ درصد یک تلاش، به تولید ۹۵ درصد یک محصول بینجامد، آیا واقعا مهم است که ۵ درصد آخری را هم به دست آورید؟ آیا اصلا کسی از این موضوع مطلع خواهد شد؟ آیا اصلا این ۵ درصد باقی مانده بر پیامد نهایی عمل مورد نظر تاثیر خاصی خواهد گذاشت؟
● یک آزمون ساده
دستیابی به تعادل در زندگی روزانه و حرفه ای و زمانی که صرف فعالیت های مختلف می شود، هنر و مهارتی است که متاسفانه در کوریکولوم آموزشی پزشکان در دانشگاه ها، وجود خارجی ندارد.

آنها باید یاد بگیرند زمانی که در زندگی روزانه شان صرف می شود، باید به طور عادلانه و عاقلانه بین زندگی حرفه ای و خصوصی تقسیم شود. برای رسیدن به این تعادل، حداقل کار ممکن آن است که لااقل تشخیص دهید در حال حاضر وقت خود را چگونه خرج می کنید و به هر کاری، چقدر زمان اختصاص می دهید؟ سپس به ارزیابی آنها پرداخته و مشخص کنید بر اساس اولویت ها و ارزش های خود در زندگی، واقعا تقسیم وقت منصفانه ای دارید یا خیر؟ اگر حقیقتا خانواده برایتان ارزشمند است، آیا وقت کافی به آنها اختصاص می دهید؟ در این صورت است که می توانید تعیین کنید به چه تغییراتی در برنامه خود نیازمند هستید و چه کاری باید انجام دهید تا زندگی متعادلی داشته باشید.

تمرینی که در زیر می آید، به شما کمک خواهد کرد تشخیص دهید واقعا برای هر کاری چقدر وقت صرف می کنید و چگونه قادر خواهید بود آنها را در آینده نزدیک دوباره به صورت اصولی بچینید و به آنها نظم بدهید. بیایید از تعیین کل ساعاتی که در یک هفته برای هر یک از فعالیت هایی که در زیر فهرست می شوند، شروع کنیم. توجه داشته باشید که فعالیت های نگهداری و تعمیر به هر گونه فعالیتی اطلاق می شود که در زندگی شما لازم هستند، اما لزوما ارزش خاصی اضافه نمی کنند، مانند پرداخت قبوض، تعمیر منزل یا ماشین سواری.

همان طور که فهرست پایین را پر می کنید، کل زمانی را که صرف هر یک از فعالیت ها می کنید، در نظر داشته باشید. به طور نمونه گروه کار یا شغل، باید شامل تمامی زمانی باشد که در ارتباط با کارتان صرف می کنید، مانند ویزیت بیماران در مطب، راندهای بیمارستانی، مشاوره، صحبت هایی که با بیماران پشت تلفن انجام می شود، انجام کارهای کمیته ای، کارهای کاغذی، خواندن مقالات پزشکی، انجام کارهای تحقیقاتی، آموزش به دانشجویان و...

پس حالا در جدول زیر و کنار هریک از گروه های فعالیتی، بنویسید که در حال حاضر چند ساعت در هفته صرف هریک از آنها می کنید:

▪ خواب

▪ تعمیرات و نگهداری

▪ فعالیت های شخصی

▪ فعالیت های مرتبط با همسر

▪ فعالیت های مرتبط با خانواده

▪ فعالیت های مرتبط با دوستان

▪ فعالیت های مرتبط با شغل یا حرفه

▪ فعالیت های اجتماعی

مطمئن شوید که جمع ساعت های بالا، ۱۶۸ شود، چون واقعا یک هفته بیش از ۱۶۸ ساعت ندارد!

در قدم بعدی، درصد زمانی را که در هر هفته برای هر فعالیت خاص صرف می کنید، محاسبه کنید. آنگاه درصد فعالیت های کنونی خود را در دایره شماره یک که فاصله هر دو خط آن نمایانگر ۱۰ درصد است، وارد کنید. بهتر است برای هر فعالیت رنگ جداگانه ای انتخاب کرده و آن محدوده را به همان رنگ درآورید. با این روش واضح تر می توانید دریابید که فعالیت های کنونی شما چه مقدار از زمان شما را به خود اختصاص داده اند. آیا شما از آنچه در این دایره می بینید، راضی هستید؟ آیا مطابق با ارزش های شما تقسیم شده اند؟

● تعهدات من به آینده

حالا وقت آن رسیده که فهرست فعالیت های بالا را دوباره مورد بازبینی قرار دهید و فکر کنید که به چه روشی مایل هستید زمان خود را در طول ۶ ماه تا ۲ سال آینده بین فعالیت های مختلف توزیع کنید؟ وقتی درصدهای جدید را تعیین کردید، آنها را در دایره شماره ۲ و با عنوان «تعهدات من به آینده» وارد کنید. این کار به شما کمک می کند تا تغییراتی را که در آینده مایل هستید در زندگی خود شاهد باشید، در این دایره ایجاد کنید. به یاد داشته باشید تنها ۱۶۸ ساعت در یک هفته وجود دارد. پس اگر شما برای یک فعالیت به زمان بیشتری نیاز دارید، باید از دیگر فعالیت تان قرض بگیرید. پس باید خلاقانه فکر کنید.

● قدم های اول را همین حالا بردارید

برای مدیریت موثر و کارآمد زمان، باید مجدانه و با ارزیابی صادقانه از ارزش ها و اولویت های شخصی خود عمل کنید. همچنین به یک تعهد و الزام دقیق به تغییرات اختصاصی داده شده و حمایت از طرف دوستان، همسر و دیگران نیاز دارید تا بتوانید خود را در مسیر درست نگاه دارید. حالا که شما تمرین را به پایان رسانده اید، حوزه ای از زندگی خود (مانند: شخصی، مرتبط با همسر، خانوادگی، دوستان، شغل یا جامعه) را انتخاب کنید که احساس می کنید آماد ه اید اولین تغییرات را از آن حوزه شروع کنید. اقدامی را شناسایی کنید که می توانید در طول ۷ روز آینده به سمت تغییر آن قدم بردارید.

مثلا با خود عهد کنید ۳ بار در هفته، صبح ها و قبل از شروع به کار، ۲ مایل، سریع راه بروید. تصمیم بگیرید چه زمانی، برای شما بهترین موقع است که این امر را عملی کنید و آن را ممکن سازید. تصمیم جدید خود را با فردی در میان بگذارید که شما را مسوول نگه دارد و به شما یادآوری کنید که چه قولی به خود داده اید. از آنها بخواهید میزان پیشرفت شما را در طول یک یا دو هفته پایش کنند. اگر پس از گذشت چند هفته موفق عمل کردید، حوزه دیگری را انتخاب و اقدام موثری را برای تغییرات موردنظر خود اعمال کنید. به یاد داشته باشید که ایجاد تغییرات عمده در زندگی، به آهستگی امکان پذیر است و نباید منتظر یک تغییر عظیم در فرصت کوتاهی باشید. بنابراین پیشنهاد می شود پیشرفت خود را هر چند ماه یک بار مورد ارزیابی مجدد قرار دهید تا از تغییراتی که اتفاق افتاده، شادمان شوید. موفق باشید!

   


نظرات()   

**مقالات روانشناسی**

****زندگی سالم****